محمد مهدى ملايرى
85
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
قديم دور تر مىشود توجه به آن تحولات كمتر و پيوندهاى اين كلمه با اصول قديم آن پوشيدهتر و اشتقاقهاى عربى آن گستردهتر مىگردد تا جائىكه در برخى از اين كتابها معانى عراق به همان اشتقاقهاى عربى منحصر گشته و به روايات ديگر در اين زمينه حتى اشارهاى هم نشده است . البته اين نكته را هم نبايد در اين مورد ناگفته گذاشت كه در ميان مؤلفات اين دورهها در آنها كه بر مآخذ لغوى و جغرافيايى قديمتر اعتماد بيشترى داشتهاند ؛ مانند لسان العرب در لغت « 1 » و معجم البلدان در جغرافيا « 2 » نشانههائى از دوران قديم و عقايد علماى سلف را مىتوان ديد ولى در نوشتهء مؤلفانى كه در اين مورد به آن مآخذ قديم رجوعى نداشته يا اگر داشتهاند از آن روايات قديم بىتوجه گذشتهاند مانند تاريخ بغداد ، جز همان اشتقاقهاى عربى اين كلمه را نمىتوان يافت . اينك براى اينكه نمونهاى هم از اين آشفتگىها و بازتاب آنها در كتب اهل لغت و روايات مختلف و گاه متضادى كه دربارهء معنى و اصل و تبار كلمهء عراق در آنها آمده است در دست باشد مطالب زير هم از آنها ترجمه و در اينجا نقل مىشود : * * * نمونههائى از اين آشفتگيها از لسان العرب : « عراق » بخشى از كشور ايران و مذكر است . بدين نام خوانده شده زيرا كه در ساحل دجله است . و بعضى گفتهاند آنجا را به
--> ( 1 ) . لسان العرب ، كتاب معروف و مفصل لغت عربى هرچند در قرن هفتم هجرى تاليف شده ولى مطالب آن چنان كه مولف آن ابن منظور در مقدمهء آن نوشته از اين كتابها گرفته شده : 1 - تهذيب اللغه ابو منصور ازهرى . 2 - المحكم ابن سيده اندلسى . 3 - الصحاح ، ابو نصر جوهرى . 4 - حاشيه صحاح از ابن برّى . 5 - النهايه از ابن اثير . و همهء اينها از مولفات معتبر قرنهاى پيش بودهاند . ( 2 ) . ياقوت در مقدمه كتاب خود اين مراجع را به تفصيل ذكر كرده ( معجم البلدان ج 1 ، ص 7 به بعد )